تبليغاتX
دست نوشته های یک سه نقطه


     

تاریخ ایران در ویکی پدیا
تاریخ ایران در ویکی پدیا magnify
امروز داشتم دنبال یه مطلب می گشتم تا رو همبلاگی بذارم... همین جوری شروع کردم به سرچ درباره تاریخ ایران، یه ذره که گذشت به ویکی پدیا رسیدم.... اولش یکم توضیح درباره تاریخ ایران و از این جور چیزا بود:

http://www.irannewsagency.com/files/Wikipedia-logo%5B1%5D.jpg

 

"هنگامی که سخن از تاریخ ایران می‌رود باید به این نکته توجه داشت که آیا منظور تاریخ اقوام و مردمانی است که از سرآغاز تاریخ تا کنون در مرزهای سیاسی ایران امروزی زیسته‌اند یا تاریخ اقوام و مردمانی است که خود را به نحوی از آنجا ایرانی می‌خوانده‌اند و در جغرافیایی که دربرگیرندهٔ ایران امروز و سرزمینهایی که از دیدگاه تاریخی بخشی از ایران بزرگ (ایرانشهر) بوده‌است زیسته‌اند.هنگام سخن از تاریخ ایران بیش‌تر مورد دوم مقصود است. به همین دلیل گاه تاریخ ایران را از ورود آریاییها (که نام ایران نیز از ایشان گرفته شده‌است) به فلات ایران آغاز می‌کنند. ولی این هرگز به این معنی نیست که فلات ایران تا پیش از ورود ایشان خالی از سکنه یا تمدن بوده‌است. پیش از ورود آرییایان به فلات ایران تمدنهای بسیار کهنی در این خطه شکفته و پژمرده بودند و تعدادی نیز هنوز شکوفا...."

 

https://www.sharemation.com/ahura2500/shapoor.jpg

و کمی توضیح درباره ایران قدیم مثل شهر سوخته و جیرفت و سیلک و... بعد اقوام رو توضیح داده بود و کمی پایین تر اینجوری نوشته بود: "نکتهٔ دیگر آنکه معمولاً تاریخ ایران را به دو دورهٔ کلی تاریخ ایران پیش از اسلام و تاریخ ایران پس از اسلام تقسیم می‌کنند.دو روایت مختلف از تاریخ ایران پیش از اسلام وجود دارد: یکی روایت سنتی که مبتنی بر تواریخ سنتی است (شامل شاهنامه‌) و از نخستین پادشاه کیومرث (که پادشاه جهان و نه فقط ایران است) آغاز می‌شود و شامل سلسله‌های پادشاهی پیشدادیان، کیانیان، ملوک‌الطوایفی (اشکانیان) و ساسانیان است. این روایت سنتی به یک معنی روایتی اسطوره‌ای از تاریخ ایران است و شامل اطلاعات ذی‌قیمت مردم‌شناسانه و اسطوره‌شناسانه‌است.روایت دیگر روایت مبتنی بر تواریخ خارجی (شامل تواریخ یونانی، ارمنی، رومی) و مدارک و یافته‌های باستانشناسی (شامل کتیبه‌ها و سکه‌ها) و به طور کلی روایتی مدرن و علمی‌است. در این روایت خاندان‌های پادشاهی در ایران پیش از اسلام از قرار زیرند: مادها، هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان.

شاید بسیاری باور ننمایند که از سال سی‌ام هجری که سال مرگ یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی است تا سال ۱۳۴۴ه.ق(=۱۳۰۴ه.خ) که تاریخ برافتادن قاجاریان می‌باشد در درون حدود طبیعی ایران بیش از یکصد و پنجاه خاندان به استقلال یا نیمه استقلال پادشاهی کرده‌اند و از میان ایشان تنها چهار خاندان سلجوقیان و مغولان و صفویان و نادر شاه را می‌توان گفت که بر سراسر ایران حکمروا بودند. از دیــــــگران طاهریان، سامانیـان، صفاریـان، غزنویـان، بویهـیــان، خوارزمشـاهیـان، قره‌قویـونــلویــان، آق‌قویونلویان، زندیان، قاجاریان اگر چه پادشاهان بزرگ و بنام بودند هیچ کدام سراسر ایران را زیر فرمان نداشتند. آن دیگران هم جز خاندان‌های کوچکی نبودند که هر کدام بر یک یا دو ولایت فرمانروا بودند. (شهریاران گمنام، احمد کسروی، ص۱۰)

 

http://www.fareiran.com/no10/01.jpg

در زمینه دودمان‌ها باید این را به اشاره یادآوری کرد که در یک دوره که آل جلایر نیز بر بخش‌هایی از ایرانزمین فرمان می‌راندند، حدود بیست دودمان بر ایران فرمانروا بودند..."
و بعد درباره همین اقوام و تمدن ها مطلبی نوشته بود تا این جا که تمدن های بعد از اسلام رو معرفی می کرد:
دودمان‌های دوران پس از اسلام  
* طاهریان (۲۰۵ - ۲۵۹ ه. ق.) بنیان‌گذار طاهر ذوالیمینین 
* صفاریان (۲۶۱ - ۲۸۷ ه. ق.) بنیان‌گذار یعقوب لیث 
 * سامانیان (۲۶۱ - ۳۸۹ ه. ق.) بنیان‌گذار نصر اول شهریاران بزرگ اسماعیل بن احمد و نصر بن احمد
* زیاریان(۳۱۵ - ۴۶۲ ه. ق.) بنیان‌گذار مرداویج پسر زیار شهریار معروف قابوس بن وشمگیر
 
 * بوییان (۳۲۰ - ۴۴۰ ه. ق.) بنیان‌گذار عمادالدوله علی شهریار بزرگ عضدالدوله 
 * غزنویان (۳۸۸ - ۵۵۵ ه. ق.) بنیان‌گذار سلطان محمود غزنوی 
* سلجوقیان (۴۲۹ - ۵90 ه. ق.) بنیان‌گذار طغرل بیک شهریاران بزرگ ملکشاه و سلطان سنجر 
* خوارزمشاهیان (۴۷۰ - ۶۱۷ ه. ق.) بنیان‌گذار (انوشتکین غرجه) شهریاران معروف: محمد خوارزمشاه  * ایلخانان مغول (۶۵۴ - ۷۳۶ ه. ق.) بنیان‌گذار هولاکو خان 
 * تیموریان (-۷۷۱ ۹۰۳ ه. ق) بنیان‌گذار تیمور گورکانی 
 * صفویان - (۹۰۶ - ۱۱۳۵ ه. ق.) بنیان‌گذار شاه اسماعیل اول شهریار بزرگ شاه عباس 
 * افشار (۱۱۴۸ - ۱۱۶۱ ه. ق.): بنیان‌گذار نادرشاه * زند (-۱۱۶۳ ۱۲۰۹ ه. ق.) بنیان‌گذار کریم خان زند 
* قاجار (۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ ه. ق.) بنیان‌گذار آقا محمد شاه شهریار نامی ناصرالدین شاه 
 * دودمان پهلوی (آغاز۱۳۴۵ ه. ق. ۱۳۰۴ ه. ش.) بنیان‌گذار رضا شاه شهریار نامی محمدرضا پهلوی

 * جمهوری اسلامی ایران (آغاز ۱۳۵۷ ه. ش.) بنیان‌گذار آیت الله خمینی

 

 

 

 من که کنجکاویم تحریک شده بود روی جمهوری اسلامی کلیک کردم تا توضیحات جمهوری اسلامی رو بخونم... جالب ابن که هیچ توضیحی درباره جمهوری اسلامی نبود بلکه لینک نظام جمهوری اسلامی وجود داشت که منم کلیک کردم:

 

http://www.azerisite.com/images/side1.jpg

"جمهوری اسلامی ایران نام رسمی نظام حکومتی ایران است. برای تشکیل این حکومت در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ یک همه پرسی برگزار شد که به ادعای برگزار کنندگان آن، ۹۸٪ درصد شرکت کنندگان در همه پرسی با رای آری این نظام را تایید کردند. جمهوری اسلامی نوعی نظام حکومتی است که علاوه بر ایران در سه کشور افغانستان، پاکستان و موریتانی نیز به عنوان نظام حاکم شناخته می‌شود. البته شایان ذکر است که بر پایه قانون اساسی هر یک از این کشورها، سازوکار اداره حکومت با یکدیگر تفاوت‌هایی دارد؛ مهم‌ترین تفاوت موجود در نحوه حکومت جمهوری اسلامی ایران با دیگر نظام‌های مشابه، وجود مقام ولایت مطلقه فقیه در راس هرم حکومت این کشور است" جالب این که هیچ توضیحی درباره ولایت مطله فقیه توی ویکی پدیا وجود نداره.توضیحات شامل بخش های زیر بود:
 جالب ترین تیکه این مطالب آخراش بود:
برخی رویدادهای مهم در تاریخ نظامرویدادهای مهمی که از ابتدای استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران تا به حال به وقوع پیوسته به شرح زیر است:
نبردهای مسلحانه و ترور در سطح شهرهاپس از انقلاب ۵۷ گروههای مختلفی از قبیل سازمان مجاهدین خلق ایران، سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران، سازمان پیکار و... که خود را در به وجود آوردن آن سهیم میدانستند اقدام به سهم خواهی از نظام کردند. با مقاومت مسئولین نظام در اوایل انقلاب، این کشمکشها به درگیری مسلحانه و ترورهای پی در پی توسط گروه‌های فوق منجر شد که طی آن تعدادی از شهروندان و مسئولین کشته یا زخمی شدند.

جنبش اصلاحات (؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!)

روابط خارجی
روابط خارجی ایران در دورهٔ جمهوری اسلامی با تنش‌های فراوانی روبرو بوده‌است. از جمله چالش‌های ایران پس از انقلاب می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:  
 * ماجرای حمله به سفارت آمریکا و گروگان گرفتن دیپلمات‌های آمریکایی که منجر به کشف اسناد بسیاری از آن محل گردید. 
 * جنگ ۸ ساله با عراق (حدود ۵۰۰۰۰۰ کشته، یک میلیون زخمی و هزار میلیارد دلار خسارت برای ایران) 
 * تحریم‌های طولانی نظامی، اقتصادی، تکنولوژیکی و پزشکی. 
 * ترور میکونوس و محکومیت بین‌المللی نظام جمهوری اسلامی. 
 * دستیابی به فناوری هسته‌ای. 
 * صدور فتوای مجازات سلمان رشدی توسط آیت‌الله خمینی (نویسنده انگلیسی کتاب آیات شیطانی)که در آن به پیامبر مسلمانان اهانت نموده بود 
 * تنش با اسرائیل شامل تهدید این کشور به محو از روی نقشه جهان. [۲] 
* دستگیری و آزادسازی ملوانان بریتانیایی در قلمرو آبی ایران.

http://asriran.com/content/img/news/83568_922.jpg 

چالش‌ها
حجاب اجباری برای زنان 
پس از انقلاب اسلامی سال ۵۷ و سقوط دولت شاهنشاهی، کم کم بنا به پیاده سازی احکام اسلامی گذاشته شد و زمزمه‌هایی مبنی بر اجباری شدن حجاب در کشور به گوش رسید، حملات برخی از افراطیون به زنان بدون حجاب این زمزمه‌ها را قوت بخشید تا جایی که در اولین سالگرد روز جهانی زن (۸مارس) پس از انقلاب ۵۷، تعدادی از زنان ایرانی در یک راهپیمایی عظیم خواهان حق برابر با مردان و پیشگیری از قانون احتمالی حجاب اجباری شدند.اما نهایتاً قانون برای آن تصویب و: به موجب ماده ۱۰۲ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۶۲/۸/۱۱- هر کس علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید علاوه بر کیفر عمل تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌گردد و درصورتی که مرتکب عملی شود که نفس عمل دارای کیفر نمی‌باشد ولی عفت عمومی راجریحه دار نماید، فقط تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌گردد. تبصره - زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به تعزیر تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهند شد. 
نقض حقوق بشرحقوق بشر
یکی از اتهامات دیرینه جمهوری اسلامی ایران نقض حقوق بشر به ویژه در دستگاه قضایی این نظام است. مجامع بین المللی (به ویژه مجامع حقوق بشری و سازمان عفو بین الملل) بارها با اشاره به موارد گسترده اعدام، قطع اعضای بدن، شلاق، سنگسار، پرتاب مجرمین از بلندی و مجازات کودکان زیر سنین قانونی بنا به دیدگاهای خود و ضمن استفاده سیاسی و نادیده گرفتن قانون جاری کشور و حق حاکمیت کشورها از مقامات ایرانی خواسته‌اند تا به اقدامات خود علیه حقوق بشر خاتمه دهند. 

و منابع که قانون اساسی بود و بی بی سی! به نظر شما تصور افراد دیگه از الان ایران با توجه به سیری که توی لینک ها طی میشه و مطالب ناقصی که منتقل میشه چیه؟
لينک ثابت نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 14:27  توسط عباس طاهری  | 

 


 

آنچه می‌خوانيد نامه صوتی امام موسی صدر خطاب به دكتر صادق طباطبايی است كه شب عزيمت به

آلمان برای تحصيل بر روی نوار ضبط و همراه او شده است

 

بسم الله الرحمن الرحيم، صادق عزيز؛ شب سه‌شنبه‌ای است كه تصور مي‌رود، فرداي آن ما را ترك كرده به سوي آلمان، يعني كشوري كه تا حد زيادي فعاليت در آن در سرنوشت تو مؤثر است، بشتابي. حالت فعلي ما را كه مشاهده مي‌كني: شبي است و نيمه شب، همه در خواب برفتند و شب از نيمه گذشت، ميزي، چراغي، اجتماعي و سيگار همايي! تصور مي‌كني كه اين منظره، اين صدا و اين حالت، با گذشت امشب محو مي‌شود؟ ابدا! خود اين ضبط صوت بهترين سند و گوياترين شاهد براي ابدي بودن موجودات در اين جهان است. صداي من را اين ضبط صوت در خود ثبت مي‌كند و به همراه تو، و در شبهاي تو، و در روزهاي تو، به گوش تو فرو مي‌خواند. جهان ما ضبط صوت بزرگي است كه صداي ما، و هر كلمه‌اي كه از ما صادر مي‌شود، را ثبت مي‌كند. هر حالتي كه از ما به وقوع بپيوندد ضبط مي‌كند، و هر عملي كه از ما صادر شود، در خود نگه مي‌دارد. در قرآن به اين آيه بر مي‌خوريم: «و ما تكون فی شأن و ما تتلوا منه من قرآن و لا نعملون من عمل الا كنا عليكم شهودا». همه افعال و اقوال و حالات، در كتاب الهي، يعني اين ضبط صوت بزرگي كه همه چيز را در خود ضبط مي‌كند، مسجل و يادداشت می‌شود. همه چيز محفوظ مي‌ماند تا روز حساب.

 

مقصود من از روز حساب نه تنها حساب قيامت است و جزاي الهي! مقصود حساب زندگي نيز هست. تصور كنيم كه دو نفر راهي را مي‌پيمايند. اولي قدمي بر مي‌دارد و قدمي مي‌گذارد؛ گاهي مي‌خوابد و گاهي باز مي‌گردد؛ گاهي چرت مي‌زند و گاهي آرام مي‌رود. ديگري ساعات خود را هدر نمي‌دهد و به سوي هدف خود مي‌شتابد. بديهي است كه دومي زودتر به مقصد مي‌رسد و اولي يا به هدف نمي‌رسد و يا ديرتر! آيا مي‌توان شك كرد ساعاتي كه بر اين دو گذشته، و حالاتي كه اين دو در اين ساعات داشته‌اند، در سرنوشت آنها بي‌تاثير است؟ چگونه مي‌توان فرض كرد گامي را كه يكي از این دو تن در آن لحظه برداشته‌اند، در حساب آخر و در روز برداشت محصول بی‌‌اثر بوده است؟

 

به طور كلي آنچه از ما صادر مي‌شود، آنچه مي گوييم و آنچه مي شنويم، مجسم و متبلور شده، و به صورت جزاي اعمال در اين جهان و آن جهان بدست ما داده مي شود. آن روز است كه به تعبير قرآن مي گوييم: «ما لهذا الكتاب لا يغادر صغيره و لا كبيره الا احصاها». امتحانات خود نمونه زنده اي از حساب الهي است. و همچنين شاهد صدقي بر نتيجه اعمال ما در سعادت زندگي ماست.

 

تصور مي كنم كه دقت در اين بحث اگر با اقتناع توأم باشد، و اگر طغيان و عنفوان جواني بر اين تفكر پرده اي نيندازد، با كمال وضوح می بینیم، سفري را كه با اين رنج براي تو فراهم شده است، ايامي را كه با نهايت تلخي بر خويشان تو مي گذرد، بسيار گرانبهاتر است از آنكه به هدر رود، و يا در ترسيم آينده تو بي تأثير باشد. فكر مي كنم كه اگر ممكن بود كسي تمام عمر را به تلاش و فعاليت، و به قدم برداشتن در راه حق و خير و صلاح صرف نمايد، حتما جز اين شيوه عقل و آيين منطق نبود. ولي چه بايد كرد كه انسان خسته ميشود. انسان نشاط هم لازم دارد. ولي به قدري كه نمكي در طعام باشد، نه آنقدر كه غذا را شور كند! و نه آنقدر كه هدف از زندگي انس و تفريح باشد، و درس چون آبي و چون صورتي و ماسكي بر زندگي انسان قرار گيرد.

 

درباره رعایت مسائل ديني، تصور مي كنم همين مقدمه اي گفتم كافي باشد. مطالعه و رعايت صلاح ابدي همان قدر مهم است كه رعايت صلاح و سعادت آينده زندگي. و چه بسا سعادت ابدي بسيار پر اهميت تر از سعادت 50 سال يا 40 سال زندگي به حساب آيد. هر چند كه اين دو مصلحت با يكديگر تفاوتي ندارند. در دين اسلام دنيا و آخرت يك مفهوم و يك واحد را تشكيل مي دهند. در قرآن كريم به اين موضوع چنين اشاره شده است: «من عمل صالحاً من ذكر و انثي و هو مومن ملنحییه حياه طيبه و لنجزينهم اجرهم احسن ما كانوا يعملون". آنانكه رفتار نيك و ايمان به خدا دارند، زندگي گوارا و جزاي آخرت مطبوع در انتظار آنان است. دنيا و اخرت در نظر اسلام از هم جدا نيست. راه صحيح راهي است كه سعادت آينده انسان و سعادت ابدي او را در آن واحد، تحصيل كند. بسيار آسان است كه انسان راهي را كه مي رود، با قصد صالح به جاي آورد. همانطور كه روزي مي گفتم، انسان نقاط گوناگون و عناصر مختلفي در وجود خود دارد. اگر بتواند راهي را انتخاب كند كه تمام عناصر او ارضاء شود، آن راه موفقيت آميزتر است. چه با نيروي بيشتر و متمركزتري به سوي هدف مي شتابد. طبيعي است كه اگر از درس خواندن، كار كردن، مدرسه رفتن و حتي از خانه دار شدن و اداري بودن قصد صالح داشته باشيم، همه اين كارها را مي توانيم در سلك عبادت قرار دهيم.

 

عبادت به نماز و روزه منحصر نيست. پيغمبر اسلام به ابي ذر كه يكي از نزديك ترين صحابه اوست مي گويد: «حتي در خواب و خوراك قصد قربت داشته باش». آري؛ خواب و خوراك از لوازم زندگي انسان است. سبب تأمين نيرو براي انسان مي شود و موجب مي گردد كه انسان بتواند با نشاط بيشتري در راه خير، در راه صلاح مردم، در راه كمك به همنوع قدم بردارد. پس خواب و خوراكي كه با قصد قربت و با تصميم بر كار نيك انجام گيرد، عبادت است. سفر كردن براي تحصيل، اگر با قصد قربت و قصد خدمت به جامعه و همنوع و خانواده همراه باشد، و اگر به قصد حفظ حيثيت انسان و تأمين آسايش همنوعان صورت گيرد، جهاد در راه خدا محسوب ميشود. آنگاه اين قصد سبب مي گردد كه انسان در اين راه با دقت بيشتري قدم بردارد. چه بسا وجود اين قصد انسان را محدود مي كند، ولي راه موفقيت آميز تر و نتيجه بخش تر است. درآيه ديگر مي خوانيم: «يا ايها الذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم». دعوت پيغمبر را سبب زندگي شمرده است. با كمال تاسف متدينيين امروز معتقدند كه دين فقط براي مرگ است. به اين سبب، جوانان كه تصور مي كنند دين با راه زندگي، با كار و كوشش، و با تلاش براي تأمين آينده هماهنگي ندارد، از دين اعراض مي كنند. در حاليكه به طور مسلم مي توان گفت، اسلام و يا هر دين خدايي، هيچ يك از غرائز اصلي و احتياجات ضروري انسان را منع نكرده است! از خوردن و آشاميدن جلوگيري نكرده است. بلكه گفته است، راه صحيح را براي خوردن و آشاميدن انتخاب كنيد! تجاوز نكنيد! افراط در خوردن نكنيد! عينا همان ترتيب را در غريزه جنسي انسان مشاهده مي كنيم. به هيچ وجه از اين غريزه منع نشده است. در اسلام جلوگيري از اين غريزه، و ساير غريزه هاي زندگي انساني، رهبانيت ناميده شده و گفته شده است: «لا رهبانيه في الاسلام». ليكن از تجاوز به ناموس غير و از افراط در اين امر منع شده است. اين غريزه نيز مانند خوردن و آشاميدن است. بهره بردن از زيباييهاي زندگي، و بهره بردن از نعمتهاي الهي، به طور معقول و منطقي نه تنها بي اشكال است، بلكه در بسياري از آثار وارد از اهل بيت ديده ميشود كه مرغوب و محبوب خداوند است. پس مي توان راهي را رفت كه بدن انسان لذت برد، روح انسان شاد باشد، افكار انسان آرامش يابد، و در عين حال خويشان انسان خوشنود باشند. چه امتيازي مي شود داد به كسانيكه يك قسمت بزرگ از وجود خود، يعني فطرت خداجويي را كنار گزارند، و يا غرق در شهوات شوند، و يا از حريم اجتماع و زندگي اجتماعي كناره گيرند؟

 

درس بايد خواند؛ مرد اجتماع بايد بود؛ در عين حال مرد ديندار هم مي توان بود‍‍! همه اينها با هم جمع مي شوند. بلكه همه اينها يك راه است. آرامشي كه در نتيجه نماز، و رضايتي در نتيجه روزه، براي انسان حاصل مي آيد، نه تنها زحمت مختصري كه در راه به پا داشتن اين عبادات مي كشد را جبران مي كند، بلكه آرامش، آسايس و نوري در قلب انسان پديد مي آورد، كه توفيق وي را در هدفهاي تحصيلي او نيز تامين مي كند. تصور مي كنم كه با كمال وضوح مي توان دريافت، كه عبادات با تمرين، بسيار آسان مي شود. انساني كه خاشع بود، با كمال سهولت به عبادات مختصري كه از طرف خداوند بزرگ به او تكليف شده است، گردن مي نهد.

 

آنچه مي توانم بر مطالب گذشته خود بيفزايم اين است، كه هرگاه اشكالي در يكي از بحثهاي ديني بر تو و يا براي يكي از دوستانت پيش آمد، با نهايت خوشوقتي آمده جواب دادن به آنها هستم. اصولا اين قسمت از مكاتبات را از بهترين وظايف خود مي دانم. تو خود مي داني كه در هفته متجاوز از 7 ساعت در مدارس اينجا و بيروت با جوانان سر و كله مي زنم. به آنها گفته ام كه در سالن را مي بنديم، و دهانها را مي گشاييم. آنچه مي توانيد سؤال كنيد. و من آماده پاسخ دادن به آنها هستم. به نظر من، سعي در اصلاح جوانها بسيار ارزشمندتر از سعي در اصلاح بزرگسالان است. چه آنها با عبادت خوي گرفته اند. و چه از آنها اميدي براي ساختمان مستقبل (آینده) نيست. آينده ما به دست تو و امثال تو از جوانهاست. اميدواريم كه از تنگ نظري قديميان، و از تندروي امروزيان، كه نتيجه و عكس العمل آن افراط بوده است، بر حذر باشيد. اميدواريم كه دنيايي كه نسل شما مي سازد، دنيايي آزاد و آباد و آسوده باشد. دنيايي باشد كه در آن عدل و حق و خير، همراه ايمان و علم ديده شود. دنيايي كه ما بتوانيم ايام پيري خود را با كمال راحتي و آسایش در آن بگذرانيم، و اميدوار باشيم كه فرزندانمان آينده اي سعادتمند دارند.

 

تو را به خدا مي سپارم، و با اين جمله از تو خداحافظي مي كنم: اميدوارم كه هميشه خوش و موفق باشي، و ما را فراموش نكني! اين آيه را به وسيله اين نوار در گوش تو مي خوانم: «ان الذي فرض عليك القرآن لرادك الي معاد » و الله خير حافظا و هو ارحم الراحمين. اين آيه خطاب به پيغمبر است و او را بشارت مي دهد، خدايي كه قرآن را بر تو نازل و واجب كرده است، به طور حتم تو را به سرانجام مقصود مي رساند. او بهترين پناهنده و مهربانترين مهربانان است.آري؛ راهي كه پيغمبر مي رود، راهي كه در راه حق و خير و عدل باشد، قدمهايي كه با تدبير و با علم توأم باشند، حتما به سرانجام خواهند رسيد. اين آيه براي ما تفألي است از وضع أينده تو؛ خداحافظ و نگهدار تو

لينک ثابت نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 11:25  توسط عباس طاهری  |